قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5041
تاريخ الفي ( فارسى )
وعده كرده كه هرگاه آن حضرت عازم ماوراء النهر شود به ملازمت آيد ، به موجب قرارداد بدان بلجار « 1 » آمد . و امير خدايداد خبر شد كه شيخ نور الدين متوجه درگاه است . بر سر او ايلغار برد و مردم او را متفرق كرد و به جاى خود مراجعت نمود . آن حضرت از جيحون عبور كرد . ميرزا احمد ميرك و ميرزا سيدى احمد كه خدايداد ايشان را به تسخير ولايت حصار فرستاده بود ، به ملازمت آمدند و به نوازش پادشاهانه سرافراز شدند . و در خزار « 2 » به آن حضرت خبر رسيد كه امير خدايداد چون دانست كه آن حضرت مىرسد و او را طاقت مقاومت نيست ، خليل سلطان را بند كرده از سمرقند گريخت . و موكب همايون [ 544 الف ] متوجه دار الملك سمرقند شد . و امير عليكه « 3 » و جمعى ديگر را پيشتر به جهت ضبط اموال آنجا فرستاد . و ميرزا محمد جهانگير و امرا و اركان و اكابر و اعيان سمرقند به رسم استقبال تا رباط يام « 4 » آمدند . و بيستم ذيحجه آن حضرت به سمرقند درآمد . و امير مبشر و امير شيخ نور الدين به ملازمت آمد ، داخل امرا شدند . و احوال ولايت فارس آن است كه چون ميرزا پير محمد از اصفهان مراجعت نمود متوجه بلاد خوزستان شد و امير خواند سعيد برلاس و شيخزاده و توكل كه از حكام آنجا بودند ، اظهار مخالفت مىنمودند او پيشتر كس فرستاده ايشان را به متابعت دلالت فرمود . و امرا مشورت كرده صلاح در ملازمت شاهزاده ديدند و با پيشكش بسيار به ملازمت آمدند . و آن حضرت به شوشتر « 5 » درآمد و به جوين رفت . و اكثر حكام آن نواحى پيشكش فرستادند و شاهزاده تا سرحد بغداد شتافته به واسطهء عفونت هوا و بىحضورى امرا به جانب شيراز معاودت نمود . و ميرزا رستم در ملازمت ميرزا شاهرخ بسر مىبرد و ميرزا اسكندر نيز متوجه خراسان شده در ميان تون و طبس چند روزى اوقات گذرانيده و از راه بيابان به جانب بلخ و شبرغان روان شد . و ميرزا قيدو « 6 » خبر شده او را مهلت نداد و لشكر كشيده او را منهزم كرد . و ميرزا اسكندر پريشان و بىسامان به حوالى اندخود رفت . و ميرزا سيد احمد ترخان ، حاكم اندخود ، خبر يافته او را نزد خود آورد و در اين باب به درگاه ميرزا شاهرخ عرضه داشت فرستاد . و ميرزا اسكندر متوهم بود كه در باب او چه حكم شود . و اميرزاده شاهرخ سلطان كه هميشه
--> ( 1 ) . م ، ش : بدانجا ؛ ق : اينجار ؛ قياسا تصحيح شد ؛ بلجار يا بولجار ، لفظ مغولى است به معنى محلى كه براى ملاقات تعيين شده . - فرهنگ اصلاحات ديوانى . ( 2 ) . نسخ : بىنقطه . خزار موضعى است به قرب « وخش » از نواحى بلخ - لغتنامهء دهخدا . ( 3 ) . زبدة التواريخ : امير عليكا بهادر . ( 4 ) . نسخ : بام ؛ تصحيح بر اساس زبدة التواريخ . ( 5 ) . ق : ششتر . ( 6 ) . ق : قندوز